تبليغاتX
مناجات با خدا
مذهبی-فرهنگی-هنری
خدا از من پرسید: دوست داری با من مصاحبه کنی؟
پاسخ دادم: اگر شما وقت داشته باشید.
خدا لبخندی زد و پاسخ داد: زمان من ابدیت است، چه سؤالاتی در ذهن داری که
دوست داری از من بپرسی؟
من سؤال کردم: چه چیزی درآدمها شما را بیشتر متعجب می کند؟
خدا جواب داد:
- اینکه از دوران کودکی خود خسته می شوند و عجله دارند که زودتر بزرگ شوند و دوباره
آرزوی این را دارند که روزی بچه شوند.

- اینکه سلامتی خود را به خاطر بدست آوردن پول از دست می دهند و سپس پول خود را خرج
می کنند تا سلامتی از دست رفته را دوباره باز یابند.

-اینکه با نگرانی به آینده فکر می کنند و حال خود را فراموش می کنند به گونه ای که نه در
حال و نه در آینده زندگی می کنند.

- اینکه به گونه ای زندگی می کنند که گویی هرگز نخواهند مرد و به گونه ای می میرند که
گویی هرگز نزیسته اند.

دست خدا دست مرا در بر گرفت و مدتی به سکوت گذشت...

سپس من سؤال کردم: به عنوان پرودگار، دوست داری که بندگانت چه درسهایی در زندگی
بیاموزند؟
خدا پاسخ داد:

- اینکه یاد بگیرند نمی توانند کسی را وادار کنند تا بدانها عشق بورزد. تنها کاری که می توانند
انجام دهند این است که اجازه دهند خود مورد عشق ورزیدن واقع شوند.

- اینکه یاد بگیرند که خوب نیست خودشان را با دیگران مقایسه کنند.

- اینکه بخشش را با تمرین بخشیدن یاد بگیرند.

- اینکه رنجش خاطر عزیزانشان تنها چند لحظه زمان می برد ولی ممکن است سالیان سال
زمان لازم باشد تا این زخمها التیام یابند.

- یاد بگیرند که فرد غنی کسی نیست که بیشترین ها را دارد بلکه کسی است که نیازمند کمترین
ها است.

- اینکه یاد بگیرند کسانی هستند که آنها را مشتاقانه دوست دارند اما هنوز نمی دانند که چگونه
احساساتشان را بیان کنند یا نشان دهند.

- اینکه یاد بگیرند دو نفر می توانند به یک چیز نگاه کنند و آن را متفاوت ببینند.

- اینکه یاد بگیرند کافی نیست همدیگر را ببخشند بلکه باید خود را نیز ببخشند.
با افتادگی خطاب به خدا گفتم: از وقتی که به من دادید سپاسگزارم، چیز دیگری هم هست که
دوست داشته باشید آنها بدانند؟
خدا لبخندی زد و گفت:

فقط اینکه بدانند من اینجا هستم... "همیشه"

 


فروغ فرخزاد:

"در این شهر صدای پای مردمی است که همچنان که تو را میبوسند طناب دار تو را میبافند .

مردمی که صادقانه دروغ میگویندو خالصانه به نو خیانت میکنند.

در این شهر هر چه تنهاتر باشی پیروزتری.!!!!" 

 


سلام دوستهای گلم شرمنده که یه مدت نبودم

ایام فاطمیه رو به ساحت مقدس آقا امام زمان (عج)وعموم مسلمانان جهان مخصوصا شیعیان و دوستان

عزیزم تسلیت عرض میکنم.

+ نوشته شده در  جمعه دوم اردیبهشت 1390ساعت 13:8  توسط عطر ياس...  | 

یابن ادم:

"اکثرمن الزاد فان الطریق بعید بعید وجدد السفینه فان البحر عمیق عمیق وخفف الحمل فان الصراط دقیق دقیق و اخلص العمل فان الناقدبصیر بصیر و کن لی اکن لک "

"ای پسر آدم توشه ات را زیاد کن که راه دور است دور  و کشتی ات را تازهو نو گردان که دریا ژرف است ژرف  وبارت را سبک ساز که جاده باریک است باریک  و کردارت را خالص گردان که سنجشگربیناست بینا  وتو برای من باش تا من برای تو باشم"

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم شهریور 1389ساعت 19:40  توسط عطر ياس...  | 

مامعتقدیم که عشق سرخواهدزد

برپشت ستم کسی تبرخواهدزد

سوگند به هر چهارده ایه نور

سوگندبه زخم های سرشار غرور

اخرشب سرد ماسحر می گردد

مهدی به میان شیعه برمی گردد

 

نیمه شعبان عیدمنتظران قطب عالم امکان حجت زمین و زمان صاحب العصر والزمان عجل الله تعالی فرجه الشریف برهمگان مبارک

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم مرداد 1389ساعت 20:25  توسط عطر ياس...  | 

 

خداوند ...
امروز جمعه ...
دلم می گیرد و به یاد آقایم دلتنگ تر از همیشه ام !
من نیز همچون تمام منتظرانِ سرورم ، هرجمعه کمتر پلک می زنم تا زودتر ببینمش !
هرجمعه که کوچه پس کوچه های دل را آب و جارو می کنیم ، برای استقبال از گام
هایی که معطر به عِطر گل یاس اند ...
همه در این اندیشه ایم که : " این جمعه ... جمعه ی وصل است ؟؟؟؟"
مهدی جان !
این منم ...
رو سیاه ترینِ منتظرانت !
به ستوه آمده از این همه نخوت و کینه و بوی تعفنی که دنیا را فراگرفته است !
از کودکی آموختم وآموختیم که : دنیا مرزعه آخرت است ؛
پس ... هرچه داشتیم ، کاشتیم !
"اندک اندک" ، هرچه که بود ... !
وامروز این مزرعه با تمام اندک محصولش ، غرق آتشی از کینه و نفرتِ شیطان است!
نفرتی که منِ انسان* ، بازیگر آنم !

جانم به فدایت ...
امروز در این هوای غبار آلود ، چَشم ، چَشم را نمی بیند ، چه رسد که دل ... دل را ؟!
هر دم که فرو می بریم ، به شوق عطر حضور توست ؛ ورنه این هوا غریب است ...
و همچو بغضِ گلوی تمام دلشکستگانت ... سنگین !
مفهوم زندگانیم ...
از گذشته هیچ کودکی به دنیا نیامد مگر با ... گریه ؛
حال این گریه از کجا بود ؟ فقط خدا می داند ...
همواره اندیشیده ایم ، که شاید از فراغ تنها آغوش مهربان و بی منت بود ؛
و این بغض و گریه ، بر گلو می ماند و پنهان بود تا ... وصال !
اما امروز چه بر سر انسان آمده که قهقهه می زند ، بر آن هق هق عاشقانه ؟!
این شریف ترین مخلوق چه کرده که ، پلیدترین مخلوق او را به سخره گرفته است ؟
صدای قهقهه های شیطان آزارم می دهد ، حتی گوش خراش تر از آنروز است ...
همانروز که ... هبوط یافتم !!!!!!!!
ای پسر فاطمه ...
امروز گرچه دستمان تهی ست و سرد ، اما دل همواره لبریز گرمای عشق توست !
این روزها نجوا ، نجوای العجل است برای ظهور منجی* ...
که البته شیطان کمر همت خود را بسته تا این واژه را نیز همچون انسانیتِ انسان ها ،
به بازی گرفته و باب میل خود معنا بخشد ...
اما به خداوندگاری که در هیچ کجای دنیا نیافتم همچو او را ، که تو تنها آرامشبخش
این همه بشر هستی و تنها تو منجی بودی و می مانی !
عزیز زندگانیم ... گرچه دل ، تنگ است ، اما مجال تنگ تر ...
فقط می خواهم بگویم : " امروز همچو هرجمعه دیگر ، دستان منتظرانت دخیلند بر
آستان پر مهر خداوند ، تا مگر ... ! "
اللهم عجل لولیک الفرج ( عج )

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم مرداد 1389ساعت 13:21  توسط عطر ياس...  | 

 رسول خدا (صلی الله علیه و اله و سلم) فرمودند:

"اِنّی تارِکُ فیکم الثَقَلینَ کِتاب الله وَ عِترَتی"

 

قران بنال از دست اکثر ما مسلمانان که :                 

از تو نوایی ساخته ایم که وقتی آن نوا را میشنویم اول چیزی که به ذهنمان میرسد این است:چه کسی مرده؟

قران ما سختمان است به آیه ی"خُذِ الکتابَ بِقُوّه"عمل کنیم! اما برای عمل به آیه ی" کُلُوا وَ شرَبُوا" اهتمام تام داریم! و در ادامه "وَ لا تُسرِفُوا"را عطف به"خُذِ الکتابَ بِقُوّه"میکنیم!

قران سخت است که برای درک عظمت خدا و اوج قدرتش در"اَلَم تَرَ کَیفَ فَعَلَ رَبُکَ بِاصحابِ الفیلِ"غرق شویم اما میتوانیم برای خنداندن ملت به "نادر"بگوییم مثل ابرهه از همه جا بر سرش سنگ میبارد!

قران"فَمَن یَعمَل مِثقالَ ذَرةٍ شَرًا یَرَه"را چه کار کنیم! نیستی در زندگیمان! که ببینی چقدر از این آیه متاثر هستیم!! ذره ای شر نداریم! شر شده اشرار! و ما به فکر طرح جمع آوری اشرار هستیم!

قران میخوانیم"اِهدِنَا الصِراطَ المُستَقیم"اما بدمان نمی آید خدا راه راست را به سویمان کج کند!

قران ببخش که گفتی"اِنَّ اَکرَمَکُم عِندَ اللهِ اَتقاکُم" ولی ما به جای "اَتقاکُم"صفات تفضیلی دیگری گذاشتیم!

قران گفتی"لَتَجِدَنَّ اَشدَ الناسِ عَداوَةً لِلَّذينَ امَنُوا اليَهودَ وَ الذينَ اَشرَكُوا و..."مائده‌/ آيه 82 و چقدر راست گفتی! ببین! همین دشمنان که برای ما شناساندی علیه ما دست به کار شده اند! ولی ما درس دشمن شناسی را خوب یاد نگرفتیم! و مقابله به مثلمان خوب نبود! هنوز با خودمان درگیریم! چرا که یادنگرفتیم"خُذِ الکتابَ بِقُوّه"!

همان دشمنانی که معرفی کردی "فرقان الحق"را ساخته اند و گفتند ورژن جدید قران این است!! ولی ما در تفسیر و تاویل قران خودمان مانده ایم! قران را در جامعه عملی نکرده ایم.بوسیده ایم گذاشته ایم برسر طاقچه! البته دروغ نباشد! هنگام آمدن عروس تیمناْ و تبرکاْ ذکری از قران میکنیم!

"آیات شیطانی"همین اسفند 88 دو بار در عراق تجدید چاپ شد! ما هم شنیدیم! یاد شهید مازح هم نیفتادیم! اصلا مگر چقدر مهم است؟

در فیلم" فتنه " آیه ی جهاد قران شد نماد خشونت و ترویج تروریسم! ما هم نشستیم و فیلمش را دیدم و محکومش کردیم! البته شنیدم جهت مقابله با این توطئه ایران هم کار میکند ولی هنوز خبر تازه ای نشنیده ایم!

در هالیوود"مصائب مسیح" و "وسوسه ی مسیح" و"ده فرمان" و "یوسف و زلیخا" میسازند اما مسیح و موسی و یوسف آن ها مسیح و یوسف و موسای تو نیست! البته یوسف و زلیخای ما هم زیاد جالب نبود!

"سنگسار ثریا" هم اسلام و احکام آن را هدف قرار دادند. ماهم سی دی اش را دیدیم و باز محکومشان کردیم! دخترخاله ام بعد دیدن فیلم چقدر هم گریه کرده بود! آخی! خدا میداند چند تا از این دخترخاله ها در ایران است!

قران اصلا مگر خودت نگفتی"اِنّا نَحنُ نَزّلنَا الذِّکرَ وَ اِنّا لَه لَحافِظُون" 9/حجر . پس بگذار راحت باشیم! و در کل قران حلالمان کن!


 

فرازی از حکمت ۲۲۸ : ... آن کس که قران بخواند و وارد آتش جهنم شود حتما از کسانی است که آیات الهی را بازیچه قرار داده است و آن کس که قلب او با دنیا پیوند خورد همواره جانش گرفتار سه مشکل است.اندوهی رها نشدنی.حرصی جدا نشدنی و ارزویی نایافتنی!

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم خرداد 1389ساعت 14:59  توسط عطر ياس...  | 

خداوندا..

 

 آنچه را تو زود میخواهی دیر نخواهم

 

و آنچه را تو دیر میخواهی زود نخواهم

 

زنده یاد دکتر علی شریعتی

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1389ساعت 1:27  توسط عطر ياس...  | 

خدای من ! به آنها که دوستشان دارم و از دوستی با من گریزانند بیاموزکه:

"دوست داشتن

عشق ورزیدن آنها  حق منست

آنان مختارند مرا دوست بدارند یا که رد کنند

اما دوست داشتن عشق ورزیدن به آنها حق منست

حقی ست که خداوند متعال

آنرا بر من

مسلم  نموده است!...

پس آنان با ظلم بر من

نمی توانند حق مرا از من باز ستانند

وبا خود خواهی  مرا از دوست داشتن خویش باز بدارند!..."

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1389ساعت 1:15  توسط عطر ياس...  | 

انسان درخت توحيد است ميوه ي اين درخت ظهور صفات خدايي است وتا اين ثمره را نداده كامل نيست حد كمال انسان اين است كه به خدا برسد يعني مظهر صفات حق شود

پس سعي كنيم كه صفات خدايي در ما زنده شود: او كريم است ما هم كريم باشيم . او رحيم است ما هم رحيم باشيم. او ستار است ما هم ستار باشيم......

اگر مي خواهي خدا تو را صدا كند قدري معرفت پيدا كن و با او معامله كن......

                                   

زهر چه غير يار استغفر الله                            ز بود  مستعار  استغفر الله

دمي كان بگذرد بي ياد رويش                         از آن دم بي شمار استغفرالله

زبان كان تر به ذكر دوست نبود                        ز سرش  الحذر  استغفر الله

سر آمد عمر ويك ساعت زغفلت                       نگشتم هوشيار استغفر الله

جواني رفت وپيري هم سر آمد                         نكردم هيچ كار استغفر الله

(بر گرفته از كتاي كيمياي محبت)

                                   

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم تیر 1388ساعت 12:59  توسط عطر ياس...  | 



اي خدا مرا اين عزت بس كه بنده ي تو باشم
اين فخرم بش كه پروردگارم تو باشي
تو آنچناني كه من دوست دارم
پس مرا آنسان كه مي خواهي بگردان
 
آمين
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم آبان 1387ساعت 20:22  توسط عطر ياس...  | 

مولاي وقت آمدنت دير شد بيا
           اين دل در انتظار فرج پير شد بيا
                         اين جمعه هم گذشت و ليكن نيامدي
                                            آيات غربتم همه تفسير شد بيا
                                                        

هر شب به ياد حال لبت گريه مي كنم
                     عكست ميان آينه تفسير شد بيا
                                      در دفتر م به ياد تو نرگس كشيده ام
                                                        نرگس هم از فراغ تو دلگير شد بيا
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم آبان 1387ساعت 19:43  توسط عطر ياس...  | 

لقمان حکیم(ره)پسر را گفت:امروز طعام مخور و روزه دار و هر چه بر زبان راندی بنویس. شبانگاه همه آنچه را که نوشتی بر من بخوان انگاه روزه ات را بگشا و طعام خور.                                         شبانگاه پسر هر چه نوشته بود خواند. دیر وقت شد وطعام نتوانست خورد. روز دوم نیز چنین شد وپسر هیچ طعام نخورد. روز سوم باز هر چه گفته بود نوشت وتا نوشته را برخواند آفتاب روز چهارم طلوع کرد و او هیچ طعام نخورد. روز چهارم هیچ نگفت شب پدر از او خواست تا کاغذها بیاورد و نوشته ها برخواند . پسر گفت: امروز هیچ نگفته ام تا برخوانم.لقمان گفت: پس بیا و از این نان که در سفره است بخور و بدان که روز قیامت آنان که کم گفته اند چنان حال خوشی دارند که اکنون تو داری.

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم آبان 1387ساعت 11:36  توسط عطر ياس...  | 

اي خداي من.اي آفريدگار من .اي همه ي هستيم

بر من اين نعمت را ارزاني دار كه:

      بيشتر در پي تسلا دادن باشم تا تسلي يافتن

      بيشتر در پي فهميدن باشم تا فهميده شدن

       بيشتر پي دوست داشتن باشم تا دوست داشته شدن

                                         زيرا در بخشيدن است كه مي يابيم

                                                و در عفو كردن است كه بخشيده مي شويم

                                                                و در مردن است كه حيات جاويد مي يابيم

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم مهر 1387ساعت 14:22  توسط عطر ياس...  | 

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم مهر 1387ساعت 13:56  توسط عطر ياس...  | 

گفتم : خسته ام
گفت:* لا تقنطوا من رحمة الله *
"از رحمت خدا نا اميد نشويد ."(زمر/53)

گفتم:انگار مرا فراموش كرده اي ؟
گفت:* فاذ كروني اذكركم*
" مرا ياد كنير تا شما را ياد كنم."(بقرة/152)

گفتم: تا كي بايد صبر كرد؟
گفت:*وما يدريك لعل الساعة تكون قريبآ*
"تو چه مي داني ! شايد موعدش نزديك باشد"(احزاب/63)

گفتم: تو بزرگي ونزديكيت براي من كوچك خيلي دوره! تا ان موقع چكار كنم؟
گفت:*و اتبع  ما يوحي اليك واصبر حتي يحكم الله*
" كارهايي را كه به گفتم انجام بده وصبر كن تا خحدا خودش حكم كند.(يونس/109)

گفتم: تو خدايي وصبور ! من بنده ات هستم وظرف صبرم كوچك است...يك اشاره كني تمامه!
گفت"*عسي ان تحبوا شيئآ وهو شرّ لكم*
"شايد چيزي كه تو دوست داري به صلاحت نباشد!."(بقرة/216)

گفتم: انا عبدك الذليل الضعيف...اصلآچطور دلت مياد؟
گفت:* ان الله باالناس لرئوف الرحيم*
" خدا نسبت به همه ي مردم مهربان است"

گفتم: دلم گرفته
گفت: * بفضل الله و برحمته فبذلك فليفرحوا*
" (مردم به چي دلخوش كردن؟) بايد به فضل ورحمت خدا شاد باشند)"(يونس/58)

گفتم: اصلآ  بي خيال! توكلت علي الله
گفت:* ان الله يحب المتوكلين*
"خدا آنهايي را كه توكل مي كنند دوست دارد."(آل عمران /159)

گفتم: خييلي چاكريم ! ولي اين بار  انگار گفتي ك حواست رو خوب جمع كن يادت باشه:
گفت:* و من الناس  من يعبد الله علي حرف فان اصابه خير اطمان به و ران اصابته فتنة انقلب علي وجهه خسر الدنيا و الآخرة*
" بعضي از مردم خدا را فقط به زبان عبادت مي كنند. اگر خيري به آنها برسد امن آ رامش پيدا مي كنند واگر بلايي سرشان بيايد تا امتحان شوند رو گردان مي شوند . به خودشان در دنيا وآخرت ضرر مي رسانند."(حج/11)

گفتم:چقدر احساس تنهايي مي كنم
گفت:*فاني قريب*
" من كه نزديكم"(بقره/186)

گفتم: تو هميشه نزديكي من دورم كاش مي شد به تو نزديك شوم
گفت: واذكر ربك في نفسك تضرعآ وخيفة و دون الجهر من القول بالغدو و الاصال *
"هر صبح وعصر پروردگارت را پيش خودت با تضرع و خوف و با صداي آهسته ياد كن"(اعراف/؟؟؟)

نا خواسته گفتم: الهي وربي من لي غيرك
گفت:* اليس الله بكاف عبده*
"خدا براي بنده اش كافيست"(زمر/؟؟)

گفتم در برابر اين هنه مهربانيت چه كنم؟
گفت:*يا ايها الذين آمنوا اذكرو الله ذكرآ كثيرآ و سبحوه بكرة واصيلآ هو الذي يصلي عليكم و ملائكته ليخرجكم من الظلمت الي النور و كان بالمومنين رحيمآ*
"اي مومنين! خدا را زياد ياد كنيد و صبح وشب تسبيحش كنيد او كسي است كه خودش و فرشته هايش برشما درود مي فرستند تا شما را از تايكيها به سوي نور بيرون برند خدا نسبت به مومنين مهربان است."(احزاب/؟-؟)

گفتم:غير از تو كسي را ندارم
گفت: *نحن اقرب اليه من حبل الوريد*
"از رگ گردن به انسان نزديكترم."(ق/16)

گفتم: ...
گفت: ...
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم شهریور 1387ساعت 18:35  توسط عطر ياس...  | 

روزي مردي خواب عجيبي ديد.

ديد كه رفته پيش فرشته ها و به كارهاي انها نگاه مي كند .

هنگام ورود دسته ي بزرگي از فرشتگان را ديد كه سخت مشغول كارند وتند تند نهمه هايي را كه توسط پيكها از زمين مي رسند باز مي كنند و انها را داخل جعبه هايي مي گذارند.

مرد از فرشته اي پرسيد: شما داريد چكار مي كنيد؟

فرشته در حالي كه داشت نامه اي را باز مي كرد گفت : اينجا بخش دريافت است و ما دعاها و تقاضاهاي مردم را از خداوند تحويل مي گيريم .

مرد كمي جلوتر رفت . باز دسته ي بزرگي از فرشتگان را ديد كه كاغذ هايي را داخل پاكت مي كنند و انها را توسط پيكهايي به زمين مي فرستند .

مرد پرسيد :شماها چكار مي كنيد ؟

يكي از فرشتگان با عجله گفت : اينجا بخش ارسال است ما الطاف و رحمت هاي خداوند را براي بندگان به زمين مي فرستيم .

مرد كمي جلوتر رفت ويك فرشته را ديد كه بيكار نشسته .

مرد با تعجب از فرشته پرسيد : شما اينجا چه مي كنيد وچرا بيكاريد؟

فرشته جواب داد : اينجا بخش تصديق جواب است . مردمي كه دعاهايشان مستجاب شده بايد جواب بفرستند ولي عده ي بسيار كمي جواب مي دهند .

مرد از فرشته پرسيد :مردم چگونه مي توانند جواب بفرستند؟

فرشته پاسخ داد : بسيار ساده فقط كافيست بگويند:خدايا شكر

واقعا تو اطراف ما خيلي ها اين جوري اند .از كساني كه اين مطلب رو مي خوانند خواهش مي كنم كه فقط چند دقيقه فكر كنيد فقط به نعمتهايي كه به شما داده و برا يچند لحظه تصور منيد كه اگه چند تا از اين نعمتها (اگه يه چشم نداشتين يا پا يا خانواده ي سالم ....)چكار مي كرديد .پس خدا رو به خاطر نعمتهايي كه دارين شكر كنيد تا مورد غضب خداوند قرار نگيريد

اميدوارم به دردتون بخوره


+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم شهریور 1387ساعت 17:39  توسط عطر ياس...  | 

عشق روان وجاری است
+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم فروردین 1387ساعت 17:38  توسط عطر ياس...  | 

  1.  زندگی موهبتی است که به ما ارزانی شده است و تا وقتی امید هست ، زندگی هست .
  2. ما قدرت آنرا داریم که نومیدی را به امید، شکست را به پیروزی و اشک را به خنده مبدل سازیم بشرطی که به زندگی و شگفتیهای آن ، به لذت ها ، نا امیدی ها، تلاش ها ، رنجها و دردهای( بله ) بگوئیم.
  3.  اگر بکوشیم کلماتی از قبیل: «بله» ، « امکان دارد» ، « همیشه »، « امیدوارم»و«می توانم» را در فرهنگ لغات خود و اعضای خانواده وارد کنیم آنگاه شاهد تجلی شادیها خواهیم بود.
  4.  ما قدرت آن را داریم که همه پدیده های شادی بخش زندگی را در اختیار داشته باشیم و آنها را برای خود خلق نمائیم ، فقط کافیست تصمیم به تغییر بگیریم.
  5.  اندیاگر تصمیم بگیریم از امروز هر لحظه با عشق و غوطه ور در عشق زندگی کنیم معنی و مفهوم حیات و شاد زیستن را بهتر در ک خواهیم کرد و از آن لذت خواهیم برد. بقول نازك انديشي:
  6.  ( زندگی ریاضیات است ، پس بیائیم اعتماد را در زاویه چشمانمان جای دهیم، شادي را به توان برسانیم ، غم و اندوه را تفریق کنیم، کینه و نفرت را جذر بگیریم و همدلی و دوستی را ضرب کنیم و محیط و مساحت محبت را در دایره قلب دیگران بدست آوریم). 
+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم آذر 1386ساعت 20:2  توسط عطر ياس...  | 

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم آذر 1386ساعت 9:39  توسط عطر ياس...  | 

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم آذر 1386ساعت 23:22  توسط عطر ياس...  | 

عجب صبری خدا دارد
اگر من جای او بودم
همان یک لحظه ی اوّل
که اوّل ظلم را می دیدم از مخلوق بی وجدان
جهان را با همه ی زیبایی و زشتی
به روی یکدیگر، ویرانه می کردم
عجب صبری خدا دارد
اگر من جای او بودم
که می دیدم یکی عریان و لرزان،دیگری پوشیده از صد جامه ی رنگین
زمین و آسمان را
واژگون مستانه می کردم
عجب صبری خدا دارد
اگر من جای او بودم
برای خاطر تنها یکی مجنون صحرا گرد بی سامان
هزاران لیلی ناز آفرین را کو به کو
آواره و دیوانه می کردم
عجب صبری خدا دارد
چرا من جای او باشم
همین بهتر که او جای خود بنشسته و تاب تماشای زشتکاریهای این
مخلوق را دارد
وگر نه من به جای او بودم
یک نفس کی عادلانه سازشی
با جاهل و فرزانه می کردم
عجب صبری خدا دارد، عجب صبری خدا دارد
+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم آذر 1386ساعت 23:16  توسط عطر ياس...  | 

 

"اَ لَا یَا اَیُّهاالمَامُولُ فِی کُلِّ حَاجَتٍ الَیکَ شَکَوتُ الصُّرفَا سَمع شِکَایَتِی "

هر حاجت ونیازی داشته باشم امید ودلبستگیم فقط به تو است و اگر ضرر وزیان وناراحتی به من برسد

به تو پناهنده می شوم و شکایت دردم را به تو می گویم وچاره ی انرا فقط از تو می جویم می خواهم به

شکوه های دلم توجه کنی.

خدایا خیلی دوستت دارم.خواهش می کنم همیشه یاورم باش .

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم آذر 1386ساعت 20:56  توسط عطر ياس...  | 

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم آذر 1386ساعت 18:57  توسط عطر ياس...  | 

مناجات با خدا، زيباست و آنان كه اين زيبايى را چشيده‏اند و دريافته‏اند، لحظه‏اى از آن حال خوش را با دنيا و حتى آخرت عوض نمى‏كنند و از دوست جز دوست نمى‏طلبند.
معصومان‏عليهم السلام راه اين‏گونه راز و نياز را به ما نموده‏اند و چه زيباست با دعاهاى آنان، خدا را بخوانيم و درد دل بر دوست ببريم و بدين وسيله از غير دوست ببريم.
+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم آذر 1386ساعت 22:46  توسط عطر ياس...  |